الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
137
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
و براى خلع او اجتماع نمايند . چون طلحه و زبير از حال عايشه و مردمى كه اطرافش جمع شدهاند آگاه شدند ، تصميم گرفتند به او ملحق شوند و بر ضد امير المؤمنين على ( ع ) يكديگر را يارى دهند ؛ به اين منظور از على ( ع ) براى عمره گزاردن اجازه خواستند و ما چگونگى آن را قبلا شرح داديم . آن دو به مكه آمدند در حالى كه اطاعت و بيعت على را از گردن خود برداشته و از جماعت دورى گزيده بودند و همين كه با فرزندان و ويژگان و وابستگان خود به مكه رسيدند ، نخست طواف عمره انجام دادند و سعى ميان صفا و مروه كردند و سپس عبد اللّه بن زبير را پيش عايشه فرستادند و گفتند : نزد خالهات برو و از سوى ما سلامش برسان و به او بگو كه طلحه و زبير پس از اهداء سلام مىگويند كه امير المؤمنين عثمان مظلوم كشته شد و على بن ابى طالب كار مردم را از دست ايشان ربود و به يارى سفلگانى كه عهدهدار كشتن عثمان بودند بر مردم غلبه پيدا كرد و ما بيم داريم كه حكومت على گسترده شود ؛ اكنون اگر مصلحت مىبينى همراه ما حركت كن ، شايد خداوند به مساعدت تو ، شكافى را كه ميان اين امت پديد آمده است اصلاح ، و پراكندگى آنان را به اجتماع مبدل نمايد و دردسرشان فرو نشيند و كارهاى آنان را با وجود تو اصلاح گرداند . عبد اللّه بن زبير پيش عايشه آمد و پيام آن دو را گزارد ، ولى عايشه ظاهرا از بيرون رفتن از مكه امتناع كرد . و گفت : اى پسرجان ! من به خروج فرمان نمىدهم ولى خود به مكه برگشتم تا به مردم بگويم و اعلام دارم كه نسبت به عثمان ، امام ايشان ، چگونه رفتار شده است . نخست او را وادار به توبه كردند و سپس او را در حالى كه پاك و پرهيزگار [ و برى از گناهان ] بود ، كشتند . و مردم در اين باره بينديشند و بر كسى كه بدون رايزنى مسلمانان و بدون تبادل نظر آنان بر خلافت چيره شده و حكومت را غصب كرده است و با زور و غرور به فرمانروايى رسيده است ، شورش كنند و او مىپندارد كه مردم براى او در خلافت حقى مىبينند همان گونه كه براى ديگران . هيهات ! كه پسر ابو طالب گمان برد كه در اين مورد مىتواند مثل پسر ابى قحافه [ ابو بكر ] باشد و كجا ميان مردم كسى چون پسر ابى قحافه خواهد بود كه همهء گردنها براى او خضوع كردند و سر تسليم فرود آوردند . به خدا سوگند پسر ابى قحافه به همان پاكيزگى كه در حكومت درآمد ، از آن بيرون شد . پس از او آن برادر خاندان عدى [ عمر بن خطاب ] خلافت را بر عهده گرفت و راه ابو بكر را پيمود و پس از آن دو ،